تبليغاتX
گروه درسی دینی و قرآن اسلامشهر - خاطره تدریس 1 : روابط دختران و پسران

      در یک روز سرد زمستانی تدریس درس یازدهم کتاب دوم را شروع کردم و به قسمت نقش محبت رسیدم در حالی که با علاقه و شور درس می دادم و مثال می زدم دیدم یکی از دانش آموزان مشغول نوشتن چیزی و صحبت با همکلاسی خود است . به بهانه ای بالای سرش رفتم و پرسیدم : خوب گلم چی می نویسی ؟ او هم آرام به من گفت : خانم دوست پسرم نامه ای برایم نوشته باید تا ظهر به او جواب بدهم وگرنه ، گفته : خودش را می‌کشد ! با این صحبت او دیدم صلاح نیست . با طرح درس خودم ادامه دهم . مسیر درس را عوض کردم و تمام آن زنگ را در مورد دوستی دخترها و پسرها ـ مشکلات و عواقب آن و بهترین برخورد بین دختر و پسر از نظر اسلام پرداختم . و با داستان‌ها و حکایات واقعی که در طی تحصیلم در دادگاه‌ها دیده بودم مسایل را برایشان باز کردم . اما درسم ماند و تمام زنگ به این صحبت‌ها گذشت . وقتی در پایان ترم طبق معمول نظرسنجی کردم بیشتر بچه های آن کلاس از آن روز یاد کرده و نوشته بودند : « مفیدترین روز درسی ما بود ، چرا که چند نفر از ما آنروز می‌خواستیم طبق قرار قبلی که گذاشته بودیم ، برویم و از طریق دوست پسر فلانی ما هم دوست پسر داشته باشیم . اما با آنچه شما گفتید نه تنها هیچکدام ما نرفتیم ، خود او هم نرفت و تازه متوجه شدیم که چقدر عزیزیم و هیچی کم نداریم که با دوست پسر کامل شویم . »

      خواسته بودند که بیشتر از قبل در مورد مسایل روز و مسایل خاص آنها صحبت کنیم . و قول داده بودند که خودشان خوب درس بخوانند و نمره خوب بگیرند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 9:21  توسط سرگروه دینی و قرآن  |